|
چوبک
خوب قرار است بچه های خوب و مودبی باشیم. به سایتهای فیلتر شده با فیلتر شکن سر نزنیم کتابهای
توقیف شده را از مغازه های مذکور نخریم و نخوانیم و فیلمهای اونجوری را که اصلا دیگر حرفش را
نزنید. اما مگر می شود در ادبیات سرکی بکشیم و حالا مثلا چیزی به اسم داستان هم بنویسیم و بعد
بگوییم بله حالا این ما و این ادبیات ایران و نفهمیم دومین رمان ایرانی بعد از بوف کور چه بود.
از اینها بگذریم و برویم سراغ چوبک که سالهاست فدای سیاست پاراگراف اول شده است. چوبک درباره
سنگ صبورش می گوید این کتاب میان سایر آثارم مظلوم واقع شده و واقعا هم همین طور است. کتابی
که سی سالی است چاپ نشده و نمی توان آن را یافت مگر در کتابخانه های مهم.
چوبک همیشه از سیاست دوری می کرد و سعی می کرد هیچ وقت درباره آن صحبت نکند. هرچند او
مصدق را دوست داشت اما مگر می شود مصدق را دوست نداشت!
چوبک در جلساتی که با امیر عباس هویدا هم داشت از سیاست حرفی نمی زد و خودش را بیرون از گود
نگه می داشت. قطعه ره آورد چوبک (در کتاب چراغ آخر) درمورد بازگشت شاه پس از کودتای بیست و
هشت مرداد است. پس این مرد دور از سیاست هم نتوانست این قدرها بیرون از گود بماند.
شاید ما هم نتوانیم اینقدر بیرون از گود بنشینیم و باید روزی سنگ صبور را از توی قفسه ای بیرون
بکشیم و بخوانیم.
نه قرار نیست با سنگ صبور خواندن پرواز کنید و به اوج برسید. سنگ صبور اوج بدبختی و بی کسی
کودک و مادری است که تن فروشی محل در آمدشان می شود اما مگر نیستند این جور آدمها و ما باید
همیشه سانسور کنیم خودمان را و ادبیات را و جامعه را.
نه نمی شود پس بیایید قبل از اینکه این چند نسخه آخر سنگ صبور سر به نیست شود چوبک را
دریابیم.
خانم م. میرابوطالبی
|