|
مرد رو به موت بود و توي رختخوابش دراز به دراز افتاده بود. زنش را به سختي صدا كرد و گفت:
- عزيزم، مجبورم تو را براي هميشه ترك كنم. اما قبل از رفتن دلم مي خواهد آخرين محبتت را نثارم
كني و وفاداريت را نشان بدهي.
به سرفه افتاد و با هر زور و زحمتي بود، ادامه داد:
- مي داني كه، طبق دستورات دين مقدس يك مرد متاهل پشت دروازه هاي بهشت قرار مي گيرد، وقتي
مورد تحسين بهشتيان واقع می شود كه همسرش هرگز او را با بي وفايي بدنام نكرده باشد. حالا روي
ميز كارم شمعي را خواهي يافت كه توسط كشيشي والامقام، متبرك شده. سوگند ياد كن تا وقتي اين
شمع وجود دارد، هرگز ازدواج نكني.
زن قسم خورد و مَرد مُرد. در مراسم تشييع، زن درمیان تشييع كنندگان قرار داشت.
در دستانش شمع متبرك، خودنمايي مي كرد كه بي وقفه مي سوخت!!!
نوشته:آمبروز بیرس
ترجمه:زهرا طراوتی
|