|
کتاب دلتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم نوشته جروم ديويد سلينجر که در سال 1964 به چاپ رسيده مجموعه 9 داستان کوتاه است که خود او از ميان 31 داستان کوتاهش که در نشريه ها و مجلات معتبر به چاپ رسانده است, انتخاب کرده و کنار هم قرار داده است. اسم اين کتاب از اسم يکي از داستان هاي گنجانده شده در اين کتاب گرفته شده است. اين کتاب را احمد گلشيري به فارسي ترجمه کرده است.
9 داستاني که در اين کتاب گنجانده شده به حق، عصاره داستان نويسي اوست و پر است از شخصيت هاي متفاوت و ملموس. کتاب با داستان «يک روز خوش براي موز ماهي» آغاز مي شود که ما با شخصيت قهرمانش آشنا هستيم؛ او پسر بزرگ خانواده گلاس, سيمور است. کار هاي سلينجر به دو قسمت تقسيم مي شود داستان هايش در مورد خانواده گلاس و داستان هايي که هر کدام شخصيت هاي جداگانه اي دارند, هر چند اين شخصيت ها شبيه به هم هستند اما باز هر کدام هويتي مستقل نيز دارند. شخصيت هايي که يا غرق افراط در تعالي هستند و شخصيت هايي که بسيار غرق در تفريط سطحي گري و روز مرگياند و تقابل اين دو گونه آدم ها را با خلاقيت و فرصت طلبي به تصوير مي کشد.
سيمور گلاسي که در کتاب هاي ديگرش شروع مي شود در اين داستان به آخر راهش مي رسد و به خاطر اينکه دل دختر بچه اي را آزرده دست به خود کشي مي زند, شايد اين بهانه او باشد براي خودکشي؛ اما اين هم از همان شخصيت هايي است که براي زندگي روزمره ساخته نشده و مدام احساس خستگي از اين زندگي سراغش مي آيد مانند تدي قهرمان آخرين داستان کتاب که اگر چه کودکي 10 ساله است اما به نوعي شبيه کودکي سيمور گلاس فکر مي کند و خيلي زود تر از او مي ميرد در 10 سالگي.
سيمور گلاس و 2 خواهر و سه برادر ديگرش همه در سني برنده سخت ترين مسابقه راديويي آمريکا بوده اند و هميشه از آن قهرمان هايي هستند که از ديگران قدم ها جلو ترند و زندگيشان پر از هيجانات متعالي است کافي است کتاب فرني و زويي سلينجر را بخوانيد داستاني که فدريکو فليني بر اساس آن فيلمي ساخته است و داريوش مهرجويي فيلم پري را بر اساس آن ساخته است.
سلينجر به ميزان زيادي تحت تاثير داستان هاي چخوف است و اين تاثير پذيري در اين کتاب هم نمايان است و شايد اين خصوصيات هم يکي از خصوصياتي باشد که سلينجر را محبوب ترين نويسنده قرن بيستم آمريکا کرده باشد. او آنقدر خوب داستان را مي نويسد که خواننده در تصوير سازي حتي از خود او جلو تر مي رود و در نوع خود ميني مال هاي فوق العاده ای ارائه مي دهد.
در داستان هاي اين کتاب کودکان نقش به سزايي بر عهده دارند و اين کودکان معمولاً نه در آدم هاي روزمره ساخته او مي گنجند نه در انسان هاي متعالش. کودکاني که به خاطر فطرت و طينت پاکشان ساده مي انديشند و به کودکي خود همه چيز را تفسير مي کنند و براي مثال سي بِل شخصيت کودک داستان «يک روز خوش براي موز ماهي» و پسر بچه راوي داستان «مرد خندان» نام ببريم که در کودک بودن خود صادق هستند حتي شخصيت اول داستان «دلتنگي هاي نقاش چهل و هشتم» که حتي قهرمان هم محسوب نمي شود وقتي مي خواهد از نوجواني به جواني تبديل شود در نامه ها و خاطراتش صداقت رنگ و بويي باور کردني دارد و به طور عجيبي کودک درونش زنده است .شايد يکي از دغدغه هاي اصلي سلينجر در اين کتاب همان صداقت کودکانه باشد.
همه داستان هاي اين کتاب داستان هايي خوب و منحصر به فرد هستند اما از ميان آنها شايد بتوان داستان «تقديم به اِزمه با عشق و نکبت » و «تدي» را به عنوان داستان هاي برتر اين اثر معرفي کرد . «تقديم به اِزمه با عشق و نکبت » در سال 1950 جايزه ادبي اُ هنري را از آن خود کرده است.
از ديگر آثار سلينجر که به فارسي نيز ترجه شده اند مي توان به ناتور دشت اشاره کرد که هنوز در ايالت متحده سالانه 400هزار منتشر مي شود . اين کتاب و کتاب فرني و زويي اين نويسنده تنها راه کسب درآمد براي سلينجر گوشه گير است که ساليان سال است از مردم دوري گزيده است.
|